مقاله حقوق
صفحه اول تماس با ما RSS قالب وبلاگ
مشاوره حقوقی, مقالات حقوق
الهام يکشنبه 24 بهمن 1395

سن هر یک از ما پیامدهای حقوقی مختلفی برای ما خواهد داشت. به عنوان مثال تا 15 سالگی محدودیت‌هایی برای استفاده از حقوق مالی وجود دارد و تا ۱۸ سالگی هم اگرچه این بسیاری از این محدودیت‌ها برطرف می‌شود اما هنوز تصرف در امور مالی با بعضی بایدها و نبایدها همراه است. به عنوان مثال بانک برای افتتاح حساب سن ۱۸ سال را ملاک می‌داند. سن هر یک از ما پیامدهای حقوقی مختلفی برای ما خواهد داشت. به عنوان مثال تا 15 سالگی محدودیت‌هایی برای استفاده از حقوق مالی وجود دارد و تا ۱۸ سالگی هم اگرچه این بسیاری از این محدودیت‌ها برطرف می‌شود اما هنوز تصرف در امور مالی با بعضی بایدها و نبایدها همراه است. به عنوان مثال بانک برای افتتاح حساب سن ۱۸ سال را ملاک می‌داند. علاوه بر این سن آثار اجتماعی هم دارد. به عنوان مثال در امر ازدواج سن زن و شوهر آثار اجتماعی متفاوتی دارد. این پیامدهای حقوقی اجتماعی و اقتصادی باعث می‌شود که تغییر سن اگر چه ممنوع نشود اما محدودیت‌های زیادی برای آن در نظر گرفته شود.

این روزها بسیاری از مردم به دلایلی مثل استخدام، ازدواج و امثال آن تمایل به تغییر سن شناسنامه ای خود دارند البته این به منزله نفی مواردی واقعی که سن کسی کمتر از سن شناسنامه ای وی می باشد نیست اما باید توجه داشت که تغییر سن چه در دادگستری یا کمیسیون مربوطه اداره ثبت احوال بسیار دشوار است.

تبصره ماده واحد اشعار می دارد صاحب شناسنامه تنها یک بار در طول عمل خود و در صورتی که اختلاف سن واقعی با سن مندرج سجلی به تشخیص کمیسیون مرکب از فرماندار یا بخشدار، رئیس اداره ثبت احوال و پزشک منتخب، مدیر عامل سازمان بهداری استان و رئیس شورای اسلامی شهر و یا بخش محل صدور شناسنامه و با عضویت و ریاست قاضی دادگاه صالحه محل تشکیل می گردد بیش از 5 سال باشد می تواند سن خود را اصلاح نماید.

در حال حاضر اعلام و ثبت واقعه ازدواج الزامی است. چون ثبت ولادت توسط مامور رسمی انجام می‌شود سند ثبت ولادت سند رسمی محسوب می‌شود. در نتیجه با این هدف که از تزلزل اسناد سجلی جلوگیری شود مانع از تغییر تاریخ این اسناد می‌شوند. با این وجود سختگیری زیاد نباید مانع از آن شود که اگر اشتباهی در سن شخصی وجود داشت مانع از تصحیح آن شود. بنابراین عدالت اقتضا می‌کند راهی برای تغییر سن اشخاص برای مطابقت بیشتر با قانون وجود داشته باشد.اگر اثبات شود مفاد سند رسمی با واقعیت مطابقت ندارد، مقنن اجازه تغییر مفاد سند رسمی را خواهد داشت. قانون تغییر مطالبی که در دفاتر سجل احوال ثبت شده را تنها در شرایطی ممکن می‌داند که حکم دادگاه در این خصوص صادر شده باشد. بنابراین از نظر قانونگذار، اصل بر عدم امکان تغییر سن است و استثنائاً تغییر آن پذیرفته شده است.


منبع: موسسه حقوقی

الهام سه شنبه 5 بهمن 1395

سفته در صورتی از اعتبار قانونی برخورداراست و می توان برای وصول آن از طریق مراجع قانونی و قضایی اقدام كرد كه واجد وصف شكلی قانونی باشد . به همین منظور فرم سفته توسط مرجع ذیربط چاپ ودر بانك ها به افراد فروخته می شود.این سفته ها دارای نقش تمبر و شماره ی خزانه داری كل است.در این فرمها،سقف مبلغ اعتبار سفته قید شده است.مثلا ؛اگر در حاشیه ی سفته نوشته شده باشد؛«سفته تا مبلغ یك میلیون ریال»،بدین معناست كه متعهد در این سفته فقط تا یك میلیون ریال تعهد پرداخت دارد.بنابراین عددی كه در ردیف مبلغ سفته نوشته می شود نمی تواند بیش از یك میلیون ریال باشد . بر روی سفته،بهای سفته درج شده كه هم نمایانگر قیمت برگ سفته است وهم نشانگر سقف مبلغ اعتبار سفته. ماده 308 قانون تجارت اشعار می دارد؛[ فته طلب علاوه بر امضاء یا مهر باید دارای تاریخ و متضمن

الهام دوشنبه 4 بهمن 1395
 وکالت به عقدی گفته می‌شود که به موجب آن یکی از طرفین، طرف دیگر را برای انجام امری نایب خود می‌کند. این عقد با مرگ هر یک از طرفین یا استعفای وکیل یا عزل وکیل توسط موکل یا با جنون وکیل یا موکل پایان می‌یابد و از این حیث فرقی میان عقد وکالت بلاعزل یا عقد وکالت ساده نیست.

قانونگذار در ماده ۶۷۹ قانون مدنی به موضوع وکالت بلاعزل اینگونه اشاره کرده است؛ موکل می‌تواند هر وقت بخواهد وکیل را عزل کند مگر اینکه وکالت وکیل یا عدم‌عزل وکیل در ضمن عقد شرط شده باشد. در این حالت موکل دیگر حق عزل وکیل و فسخ وکالت را ندارد.

الهام دوشنبه 27 دی 1395
در جرم نشر اکاذیب، لزوماً توهین یا افترایی نسبت به دیگري انجام نمیشود. براي مثال، کسی که به قصد بدبین کردن مردم نسبت به دیگري، یا براي تحریک کردن آنها به رأي ندادن به وي در انتخابات، او را داراي تابعیت مضاعف یا همسر دوم اعلام میکند، و یا به قصد گسیل شدن مأموران مالیاتی به تجارتخانۀ وي و ایجاد مزاحمت برایش، وي را برخوردار از درآمدهاي نجومی قلمداد مینماید، یا به قصد معامله نکردنِ سایر تجار با وي او را ورشکسته معرفی میکند، در صورت صحت نداشتن این گونه شایعات، مرتکب جرم نشر اکاذیب خواهد شد، در حالی که این اَعمال توهین یا افترا محسوب نمی شوند.



ادامه مطلب...
الهام يکشنبه 26 دی 1395

به موجب بندهاي مذکور، جنایتی که نوعاً نسبت به همۀ مردم، یا نوعا نًسبت به قربانی جرم (با توجه به بیماري، پیري، ناتوانی، کودکی و امثال آنها) کُشنده یا موجب قطع یا جرح عضو باشد، علیرغم فقدان قصد قتل یا ایراد جرح از سوي جانی، عمدي است.



ادامه مطلب...
الهام شنبه 25 دی 1395

معادل دیۀ کامل انسان تعیین شده است. در این مورد، لازم به ذکر است که حتّی اگر در زمان ضربه هنوز روح در جنین حلول نکرده باشد، در صورتی که سقط پس از حلول روح صورت گیرد، مرتکب به پرداخت دیه محکوم خواهد شد. ، مصوب سال 1392 ،« قانون مجازات اسلامی » بدین ترتیب، در قوانین فعلی ایران، سقط جنین، بنا به تصریح مادة 306 در هیچ یک از مراحل رشد آن قتل محسوب نشده است، و بنابراین، حتّی در صورت عمدي بودن، موجب قصاص سابق (مصوب سال 1362 ) سقط جنینِ داراي روح را موجب قصاص « قانون تعزیرات » نمیشود؛ در حالی که ماده 91 سابق منطبق بر نظر برخی از فقهاي امامیه بود هرچند که عدهاي از فقها با آن « قانون تعزیرات » میدانست. موضع مخالفت کردهاند.



ادامه مطلب...
الهام چهارشنبه 22 دی 1395

پرداخت دیه به مجنیٌعلیه یا اولیاي دم وي در قبال جنایتی که بر مجنیٌعلیه وارد شده است هماهنگ با تفکري است که امروزه زیربناي آنچه را که آن را عدالت ترمیمی مینامیم تشکیل میدهد، زیرا تکیۀ اصلی در این تأسیس بر جبران زیان قربانی جرم، تا آنجا که با پرداخت ما به ازاي مالی ممکن میباشد، است. به علاوه، برخی این تأسیس را در واقع تخفیفی از جانب خداوند دانسته و اظهار داشتهاند که حکمی که براي پیروان دین یهود در تورات آمده بود تنها قصاص، و آنچه که در انجیل براي مسیحیان آمده بود تنها دیه بود. لیکن، قرآن مجید قصاص و دیه را در کنار هم پیشبینی کرده است، و که منظور از آن این است که پیشبینی امکان عفو ،« ذلک تخفیف من ربکم و رحمه » همان طور که خداوند میفرماید جانی و تبدیل قصاص به دیه در اسلام در واقع تخفیفی است نسبت به آنچه که در میان بینیاسرائیل در مورد بلاتغییربودن حکم قصاص وجود داشته است.

الهام دوشنبه 20 دی 1395

چشم را در مورد قصاص چشم و پلک مورد اشاره قرار دادهاند. مادة 402 « قانون مجازات اسلامی » مواد 402 الی 406 تکلیف حالتی را مشخّص کرده است که کسی یک چشم دیگري را کور کرده یا در میآورد. در این حالت، یک چشم وي قصاص میشود و چیزي بهعنوان طبق به او داده نمیشود، هر چند که جانی بیش از یک چشم نداشته باشد. از سوي اگر شخصی که داراي دو چشم است چشم کسی را که فقط یک چشم دارد درآورد یا آن » ، دیگر، طبق طبقه مادة 403 را کورکند، مجنی علیه میتواند یک چشم مرتکب را قصاص کند و نصف دیۀ کامل را هم دریافت دارد یا از قصاص یک دلیل این که قانونگذار در این ماده استثنائاً براي یک چشم مجنی علیه .«... چشم مرتکب منصرف شود و دیۀ کامل بگیرد.



ادامه مطلب...
الهام يکشنبه 19 دی 1395
مصوب سال 1375 ، را دالّ ،« قانون تعزیرات » راجع به موضع حقوق ایران در این مورد، شاید بتوان مفاد تبصرة مادة 650بر آن دانست که قانونگذار ایران، با توجه به اهمیت بینه در فقه اسلامی و به پیروي از نظري که فقیهان به استناد برخی از روایات ابراز داشتهاند، تحقّق جنایات عمدي یا غیرعمدي را در نتیجه اداي شهادت کذب به طرز تلویحی پذیرفته است. تبصره مذکور مجازات مندرج در متن ماده (یعنی سه ماه و یک روز تا دو سال حبس و یا یک میلیون و پانصد هزار تا مصوب سال 1392 ، مجازات تعزیري درجه ،« قانون مجازات اسلامی » دوازده میلیون ریال جزاي نقدي که طبق مادة 19 در باب حدود و قصاص و دیات براي شهادت دروغ ذکر » شش محسوب میشود) را علاوه بر مجازاتی دانسته است که بدیهی است، شهادت دروغ جرم مستوجب قصاص یا دیه نمیباشد، و بنابراین، اشاره مقنّن به قصاص و .« گردیده است دیات در این ماده صرفاً از باب آن که شهادت دروغ ممکن است، به دلیل منتهی شدن به قتل یا جرح دیگري، مستوجب مصوب سال ،« قانون مجازات اسلامی » . قصاصِ شاهد کاذب یا مستلزمِ پرداخت دیه از سوي وي شود، معنی پیدا میکند اگر پس از اجراي حکم، » : 1392 ، به طور صریحتر به مسئولیت شاهد در اینگونه موارد اشاره کرده و مقرّر نموده است دلیل اثبات کننده جرم باطل گردد، مانند آن که در دادگاه مشخص شود که مجرم، شخص دیگري بوده یا این که جرم رخ نداده است و متهم به علت اجراي حکم، دچار آسیب بدنی، جانی یا خسارت مالی شده باشد، کسانی که 
ایراد آسیب یا خسارت مذکور، مستند به آنان است، اعم از اداءکنندة سوگند، شاکی یا شاهد، حسب مورد، به قصاص یا پرداخت دیه





ادامه مطلب...
الهام چهارشنبه 15 دی 1395

اکراه از طرفی به اکراه مادي و از طرف دیگر به اکراه معنوي تقسیم میشود: اکراه مادي عبارت از وادار کردن کسی به انجام فعل یا ترك وظیفهاي، از طریق ایراد صدمه و فشار مستقیم نسبت به جسم و اعضاء اکراه شده است؛ مانند اینکه کسی دست دیگري را با زور و عنف گرفته و او را وادار کند که بر خلاف میل باطنیاش، چکی در وجه حامل صادر کند. پس اگر اکراه مستقیماً از طریق اعمال زور و صدمه بدنی به اکراه شونده از ناحیه اکراه کننده، حاصل شود آن را اکراه مادي یا فیزیکی مینامند. هر کس با جبر و قهر یا با اکراه و تهدید دیگري را ملزم به دادن » : تعزیرات آمده است » در این خصوص در ماده 668 نوشته یا سند یا امضاء و یا مهر نماید یا سند و نوشتهاي که متعلق به او یا سپرده به او میباشد را از وي بگیرد به حبس .« از سه تا دو سال و تا 74 ضربه شلاق محکوم خواهد شد اکراه معنوي عبارت از وادار کردن دیگري به انجام کار یا ترك وظیفهاي، از طریق اعمال تهدید به هتک حیثیت یا شرف و آبرو یا افشاء سري نسبت به اکراه شده و یا وابستگان او میباشد. نمونه اکراه معنوي، مقررات مندرج در ماده 669 هر گاه کسی دیگري را به هر نحو تهدید به قتل یا ضررهاي نفسی یا شرفی یا مالی و یا به افشاء » : همین قانون میباشد سري نسبت به خود یا بستگان او نماید، اعم از اینکه به این واسطه تقاضاي وجه یا مال یا تقاضاي انجام امر یا ترك فعلی .« را نموده یا ننموده باشد به مجازات شلاق یا حبس تعزیري درجه شش محکوم خواهد شد از ملاحظه مواد مذکور و مقایسه آن با بحث اجبار معنوي ، چنین استنباط میشود که قانونگذار براي تشخیص و تمیز اکراه معنوي، ملاك و مبناي عینی و موضوعی ارائه نداده و دادگاه مکلف است در هر مورد، خصوصیات شخص مرتکب را مورد توجه و لحاظ قرار دهد.




ادامه مطلب...