X
تبلیغات
صفحه اول تماس با ما RSS قالب وبلاگ
مشاوره حقوقی, مقالات حقوق
الهام يکشنبه ۲۶ دی ۱۳۹۵

به موجب بندهاي مذکور، جنایتی که نوعاً نسبت به همۀ مردم، یا نوعا نًسبت به قربانی جرم (با توجه به بیماري، پیري، ناتوانی، کودکی و امثال آنها) کُشنده یا موجب قطع یا جرح عضو باشد، علیرغم فقدان قصد قتل یا ایراد جرح از سوي جانی، عمدي است.



در مورد عنصر روانی جنایات، به تفصیل مورد بحث قرار گرفتند، که از تکرار آن مطالب در میگذریم. تنها سؤالی که در اینجا باید به آن بپردازیم این است که آیا در چنین مواردي معاون را نیز باید معاون در ارتکاب جنایت عمدي دانست، یا این که چنین حکمی منحصر به مباشر جرم میباشد. با توجه به این که مادة 290 به عمدي بودن جنایت در موارد مذکور در ماده اشاره کرده است (و نه صرفاً به اعمال مجازات جنایت عمدي به مباشر) به نظر میرسد که در آن موارد معاون را نیز باید به معاونت در جنایت عمدي محکوم کرد. لیکن، اعمال این حکم منوط به آن است که شرایط مورد اشاره در مورد معاون جرم نیز وجود داشته باشد. براي مثال، هرگاه کسی چوبی را به دیگري بدهد که وي آن را به شقیقۀ دیگري بکوبند (بند ب) یا با آن به بدن کودك نوزاد یا به بیماري که به تازگی عمل جراحی سنگینی را پشت سر گذاشته است ضربات متعددي وارد آورد (بند پ) و مجنیٌعلیه در اثر ضربات وارده بمیرد، مباشر به ارتکاب قتل عمدي، و دهندة چوب به معاونت در قتل عمدي محکوم میشوند. لیکن، اگر دهندة چوب، برخلاف ضربه زننده، از این نکته که مجنیٌعلیه به تازگی جراحی کرده است یا این که ضارب چوب ر ا به شقیقۀ مجنیٌعلیه خواهد زد، بیاطلاع باشد، محکوم کردن وي به معاونت در قتل عمدي نادرست به براي انجام عمل نوعا کًشنده بین مباشر و معاون وجود نداشته است تا « وحدت قصد » ، نظر میرسد، زیرا در چنین حالتی بتوان دهندة چوب را به معاونت در جرم ارتکابیِ مباشر محکوم کرد. همین حکم در موردي جاري خواهد بود که شخصی چاقوي معمولیِ غیرکشندهاي را به دیگري میدهد تا وي به وسیلۀ آن شخص ثالثی را گوشمالی مختصري بدهد، ولی گیرندة چاقو، با ایجاد تغییراتی در چاقو، آن را به یک آلت قتاله تبدیل کرده و سپس قربانی را، بدون قصد قتل، گوشمالی میدهد که پیرو آن قربانی جان میبازد.

ارسال نظر
نام شما :
آدرس وب سایت :
پست الکترونیک :
پیام شما :
کد امنیتی :